گريه و فرياد از گريه!!!

ديه چشم هاي گريه کن حسين امام صادق (ع) است. اين جمله اي است که مداح گفت و من هيچ از آن سر در نياوردم ولي سوز و آه همه حاضران در هيئت را به دنبال داشت.
شيون و گريه ! چه معنايي مي تواند داشته باشد؟؟ چه حکمتي در آن است؟ اين که عده اي با صرف هزينه و وقت در گوشه اي جلسه اي صرفا براي شيون و اندوه آن هم به طور مداوم و هفته اي چند بارپا کنند.... براي زنده نگه داشتن اسلام ؟!!!!!! آيا براستي ماحصل چنين است ؟؟؟!!! آيا اين مسير درستي است ؟
گريه و تکرار گريه !!! گريه و فقط گريه!!! فقط گريه ! فقط گريه!! وقتي پيروي کردن و شيعه بودن را (و در دايره بزرگتر اسلام را) در گريه محصور کنيم اکنون تفاوت ما با آن مردم پست زمانه علي(ع) که بر علي خنجر مي کشيدند و هنگامي که علي برايشان سخن مي گفت گريه و شيون و وااسفا سر مي دادند و چون پا از مسجد بيرون مي نهادند همان مي کردند که قبل کرده بودند!! درچيست؟!!
گهگاه کار بدانجا مي رسد که براي برگزاري مراسمات و تدارکات يک گريه وشيون بعضا در ايام جشن و ميلادها!, دادن خيرات < خوردن و آشاميدن > نظير جشن ها و کارناوال ها متحمل هزينه ها و ... مي شوند و چون براي حسين(ع) است نيت قربت الي الله است ...!!! انحراف عقايد و ابتذال افکار به نوعي جديد خود نمايي ميکنند .اينکه بخواهيم با آب و تاب دادن مراسم جذب مشتري شودو هيئت ما از هيئت محله مجاور شلوغتر باشد , مرده ها ي هيئت ما از مرده هاي هيئت شهر همسايه بيشتر باشد... آيا التکاثر خواندني نوين نيست؟؟ آيا ارزش از سيماي کرامند خود قالب تهي نمي کند؟؟؟
نظير آنچه در هيئت هاي بزرگ در شهرهاي بزرگ ! به وضوح قابل رويت است . جلب توجه جوانان به اسلام نوين !! اسلامي که مداحش روي سن مي رقصد و ريتمش را از فلان آهنگ آن سوي مرزها دزديده و يک نفر شاگرد مداح که آهنگ پس زمينه مي کوبد!! اشعار مداحان که هر روز سوسول مابانه تر و کجروانه تر مي گردند!! برگزاري سينه زني (خود زني!) هاي غير معمولو غير معقول که < اگه ديوونه نديدي .. > عريان شدن ها نظير آنچه تنها در سوناي خشک !! نظيرش را مي تواني يافت و ضرب و شتم خود < هر که سينه اش سرختر شد از آتش جهنم بدورتر است ...> بستن قلاده و واق واق کردن ها که < انا کلب الرقيه ....> مسلما انسان ساز نيست که جنون آميز است و بيشتر جاي آنکه به آدم بودن ترغيب شوند به هماني که توصيف مي کنند نزديک مي شوند !!! چندان که چنين افراد مسلمان دو آتشه!!!! را علي رغم تريپ شهادتي که براي خود با محاسن و موها !!! ساخته اند نمي توان تا نيمه شبها از ميان کوچه خيابان ها جمع کرد . انحراف از مسير اصلي تا آنجاست که به جاي يک جوان مسلمان متعهد متعلم , مجنوني خيابان گرد آفريده ايم! . آيا جامعه ما که منادي اسلام در جهان است به چنين افرادي نيازمند است ؟!!!!
- آقا چرا كفر مي گويي؟!! ما جوانان را كه نميتوانيم به اجبار پاي سفره اسلام بنشانيم با اين حربه ها آنها را ذاكر مي كنيم از همين شب نخوابي ها و بر سرو سينه كوبيدن ها ست شروع مي شود و پله پله تا ملاقات خدا!!!!!..........
آه از اين کجروي ها و کج فهمي ها . اين ره که تو مي روي به ترکستان است. در آينده اي نه چندان دور آنقدر از اسلام فاصله خواهيم گرفت که .....!
حسين (ع) بر حق بود چون حرفهايش کردارش ، زندگي اش بر اساس خق و از خقانيت دم زدن بود.حسين مصلحي بود در جامعه اعراب نفهم صدر اسلام ،اعرابي که در زمان کنوني نيز بويي از فرهنگ و تمدن و تعقل نبرده اند. اصلاحات حسين جهان شمول بود. اصلاحاتي که در گستره زماني خاصي نمي گنجد. اين است که حسين را جهاني کرده و نام و ياد او را در دلها زنده نگه داشته و کربلايش را مبدا جديدي براي مسير دنيا قرار داده است .آن سان که نام ديگر بزرگان دنيا و ديگر مصلحان بشري به واسطه فکر بزرگ .و آرمان خواهشان ،زنده مانده است نه با اين گونه مراسم هاي سطحي و ساده انديشي هاي عوامانه (گر چه آنان در برهه زماني خاصي و براي همان برهه ظهور کردند ماندگارماندند.) البته اينجا بايد گفت مقصود همان مراسمات بي محتوايي است که وصف آنها در بالا آمده و نه تمامي آنها!
شايد بدين علت بر حسين تاختند که او را نشناختند و نفهميدندش، کردارش را ،سخن ها و افکارش را. حسين فرا زماني انديشيد.شايد اکنون نيز اگر حسيني در کار باشد مقابلش صفوف عناد و لجاج بياراييم و دگر باره بر او بتازيم!!! گره کار در کجاست؟؟؟آيا شيون و گريه هاي ماست که نام او را زنده نگه داشته ؟ آيا حسين و نام و آوازه اش محتاج گريه هاي ماست؟؟ آنهم بدين صورت مرسوم؟! گريه؟؟؟؟ آيا حسين شهيد شد تا ما برايش هر از گاهي دور هم جمع شويم و با هزار و يک ترفند بکوشيم تا با روايتي جديد !! با ماجرايي آپديت شده از شهادتش دل يکديگر را بسوزانيم؟!!!!!! اگر اين راه ،گريه آور نبود دامان روش ديگر و فرياد ديگري را بر کشيم. و اين کاري است که براي هر مرده ي ديگري در سالمرگش رايج شده انجام مي دهيم.
آنقدر از مرگ و شهادت بزرگان دين گفته اند و شيوه اش را به تفصيل ، که زندگانيشان فرع بر شجره شهادتشان گشته و چسان است چشمان عامه را فرع بر اصل رجخان يافتن؟!!!!
از اين رو باب شده ما ايرانيان امروز تا زماني که بزرگي زنده است در انتظار مرگ او و برگزاري مراسم پرشور وفات و بزرگداشت هايش بنشينيم!!!!!! اينها همه از ضعف رسانه ها و نحوه غاط تبليغات مبلغان است در ترويج فرهنگ اسلامي ايراني مان ، متاسفانه!!
گريه و فرياد از گريه اگر به آن مبتلا باشيم .............
بايد باور کنيم حسين و فکر حسين نمرده. بايد دنبال آن باشيم فکر حسين و علي را بفهميم .علي وار و خسين منشانه زندگي کنيم .بايد از زندگي علي (ع) و حسين (ع) گفت و درس گرفت تا از مرگ و شيوه شهادتشان.
سهيل
شامگاه شانزدهم مرداد ماه 84
تـهـران


