امتحاناتم نزدیکه چون احتمال میدم دیگه خیلی دیر برسم بلاگو به روز کنم این دفعه می خوام اندازه ی n بار بعد که امیدوارم زیاد نباشه و با سرافرازی بعد از فتح امتحانا باشه ، بنویسم خیالم راحت شه!! اما دوباره میام دیرو زود نداره سوخت و سوز هم نداره!!
این چند وقته خیلی وقت رو قالب وبلاگم گذاشتم چند بار تا مرز پایه شدن رفتم آخرش برگشتم .دیدم بابا اگه بخوای اون جور که دلت می خواد وبلاگتو طراحی کنی کلی وقت می گیره تازه اگه اونم یه کامپیوتر گوشه ی اتاقت گذاشته باشی و هر وقت دلت گرفت بری پشتش بشینی نه مثل ما هی دنبال نوبت زدن تو سایت و سرو کله زدن با این سوپر وایز های تازه به دوران رسیده باشی. اید به خاطر اینکه امتحانات پایان ترمم نزدیکه به این نتیجه عقلانی رسیدم!! ولی اون چیزی که یادم رفته بود هدفم از وبلاگ نویسی بود. از اون اول که یادمه می نوشتم (اووووووووه بر می گرده به سالهای نود و منجلیق..!!) نوشته هام و پیش خودم نگه می داشتم دوست نداشتم هر کسی که از راه می رسه بیا د بخونه نظر بده!! تا اینکه در عصر ارتباطات و رایانه و سی دی و mp3 و دنیای کمپرسور ها!! وقتی یه نگاه کردم به حجم کاغذایی که توی یه پوشه دور خودم جمع شده .خواستم که اونارو به صورت دسته بندی شده در دنیا اونترنت بذارم .این کار چند تا هدف به دنبال داشت اول اینکه دیگه حجم مطالبم به صفر میرسید و معطوف می شد به (قهوه خونه ی اونترنتی) ثانیا دیگه اونایی که می خونندو نظر می دن دیگه از اون هر کسی ها نیستن خودشون صاحب نظرند!! ( امیدوارم فکر نکنین هندونه سر دادم زیر بغلتون!! البته ببخشید ها) به هر حال از اینکه این همه فک زدم به اینجا می خواستم برسم که هر کی دیگه به بلای من دچار می خواد بشه دست نگه داره!!! یه قالب قشنگ داشتن خوبه اما یه بلاگ خوب داشتن بهتره!! در ضمن اینم در نظر بگیرین که دارین وبلاگ می نویسین ! با خودتون راحت باشین..


