سلامت نمي کنم ترسم سلامم آغازي دوباره باشد و تو آزرده تر گردي.
سلامت نمي کنم چون نمي خواستم آغازم چنين پاياني داشته باشد .
سلامت نمي کنم ترسم جوابي از تو نيابم
سلامت نمي کنم ترسم آغازي دوباره مرا اسيرتر از اين کند .
سلامت نمي کنم جون اسارت من در بند سلام پيشين پايان نيافته و ترسم نيابد مگر مرگ به سراغم آيد و مرا ازين بند برهاند.
سلامت نمي کنم تا شايد دلت آرام گيرد.
آري!!!
سلامت نمي کنم تا <تو>سلامت باشي تا تو آرام گيري ،آزاد باشي! من در بندم که باشم اصلاُ من کيم؟؟!!.......
+
نوشته شده در 84/10/06ساعت 14:7 توسط سهیل

