تقدیم به پل عابر پیاده روبروی دانشگاه تبریز
از من می گذرد
هر روزه
عبوری هرزه
مردمان خنجر چشم و دل هرزه
با دست هایی به جنون آغشته
گام ها تند تند و.... آهسته
و من از زمین سیاه خیابان کنده
از آسمان آبی شهر مانده
ریشه ام در زمین وامانده
و من
پلی هرزه
در این عبور هرزه :
زمین به.. همین زمین
تجربه ام من
تجربه آسمان برای یک لحظه
اما چه فایده!!
آسمان یک لحظه؟!!
نفرین بر این لحظه
براین لحظه های هرزه!
امضا : سهیل
خرداد ماه هشتاد و شش


